تبليغاتX
یاد خدا را هیچ وقت فراموش نکنید .....!!!

یاد خدا را هیچ وقت فراموش نکنید .....!!!

بدانید که خدا هر کجا که باشید با شماست فقط کافیست او را صدا بزنید او مثل ما انسانها بی وفا نیست ...!

مي گفت عا شقم، دوستش دارم و بدون او هيچم و براي او زنده هستم... او رفت و تنها ماند ....زندگي کرد و معشوق را فراموش کرد... از او پرسيدم از عشق چه مي داني ؟ برايم از عشق بگو....گفت:عشق اتفاق است بايد بشيني تا بيفتد!!!گفت: عشق آسو دگيست, خيال است... خيالي خوش...گفت:ماندن است ....فرو رفتن در خود است....گفت:خواستن و گرفتن و براي خود کردن است....گفت: عشق ساده ست ، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهاي زود....گفت: عشق دروغي بيش نيست....

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 5:49 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 12:22 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


عجب اي دل عاشق
تو هم حوصله داري
تو اين سينه نشستي
هزار تا گله داري
يه روز عاشق نوري
يه روزي سوت و کوري
يه روز مثل حبابي
يه روز سنگ صبوري
پر از شک و هراسي
هميشه بي حواسي
پر از حرفي و خاموش
يه قصه و فراموش
پر از راز نگفته
يه کوله بار بر دوش
يه بي طاقت خسته
به انتظار نشسته
يه روز رفيق راهي
سفر پاي پياده
به اندازه ي عشقي
پر از حرفاي ساده
واسه روزاي رفته
سفر قصه ي خوبه
چراغ روشن راه
قشنگي غروبه

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


 همش توی خواب کابوس می دید ، دیگه کلافه شده بود
از خواب بیدار شد
می خواست بره تا یه قرص آرام بخش بخوره تا راحت بخوابه
ولی هرچی سعی کرد نتونست از جاش تکون بخوره
پتو رو زد کنار !
تازه یادش اومد که پاهاش رو توی جنگ از دست داده
باید از ته دل کمک می خواست تا یه نفر بیدار بشه و ......

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 5:35 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


همان طور خیره شده بود به دریا
اصلا پلک نمی زد
هر روز غروب وقتی از ماهیگیری برمی گشت همین جا می نشست و فکر می کرد
با خودش حرف میزد !
- آخه چرا ؟
این همون دریاست که من با ماهی هاش شکم مادر و خواهرم رو سیر می کنم
دریایی به این بزرگی و آرومی چرا میون این همه ماهیگیر فقط پدر من رو کشید تو خودش بیچاره انقدر کارکرده بود که قیافش چند سال از سنش پیرتر شده بود
۱ سال بعد پیرزنی همان جا خیره به دریا شده بود داغ شوهر و فرزند بدجوری ته دلش سنگینی میکرد .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 5:32 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


نقشه رو ورق زد ، خیلی گشت ولی ....
اصلا نتونست پیداش کنه !
همون کسی که خیلی دوستش داشت توی اون شهر زندگی می کرد
ولی روی نقشه نبود !
باید دنبال یه نقشه دیگه می گشت که بتونه روش شهرعشق رو
پیدا کنه

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 5:31 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


دیگه از میز و صندلی ساختن خسته شده بود
رفت تو انبار و یه تیکه چوب درست حسابی پیدا کرد
شروع کرد به تراشیدن ، پیرمرد بیچاره خیلی ظریف و با دقت کار می کرد
وقتی کارش تموم شد از خستگی سرشو گذاشت رو میز و خوابید !
یهو احساس کرد که یکی داره صداش می کنه !!
پدر ژپتو ....     پدر ژپتو .....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 5:29 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


* هی پسر ٬ اونجا رو باش !

-- کجا ؟

* اه اه اه ٬ تو که اینقدر خنگ نبودی ٬ اون دختره رو می گم ٬ داره گل می فروشه !

-- اوه اوه ٬ این گل فروشه یا جنیفرلوپز ؟

* عجب تیکه ایه ! بریم مخشو بزنیم ؟

>> سلام ٬ میشه یه گل ازم بخرین ؟

-- چنده ؟

>> ۵۰۰ تومن

* همه گل هاتو با هم چند می دی ؟

>> ۳۰۰۰ تومن

-- گل خودت چنده ؟

>> گل خودم ؟ من که از خودم گل ندارم !

* چرا عزیزم ! داری ٬ خوبشم داری ٬ می خوای بدونی چه شکلیه ؟

>> آره

-- بیا سوار شو !

* همه گل هاتو با هم می خرم ٬ هم ۱۰.۰۰۰ تومن هم واسه گل خودت بهت می دم .

>> آخه نمیشه ٬ باید این گل هارو بفروشم .....

* تو بیا سوار شو ! هم همه گل هاتو با هم می خرم دیگه ٬ هم اینکه ۱ ساعت دیگه برمی گردیم .

>> باشه ٬ خب کجا داریم می ریم ؟؟!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


جنون عشق

 

ماشین رو زد کنار اتوبان و موبایل رو درآورد و شماره گرفت !

الو ... الو ... حمید ! تورو خدا قطع نکن ، فقط گوش کن ، منو ببخش ! از این حرفی که زدم منظوری نداشتم ، نمیتونم حتی تصور کنم که بدون تو زندگی می کنم ،

الو .... ( قطع تلفن )

اشک تو چشای قشنگ دختر جمع شده بود .

حرکت کرد !

۶۰ ....۸۰....۱۰۰....۱۲۰....۱۴۰... و .... 

چشم هاشو بست

۱۶۰ و .....

موبایل دخترک زنگ زد !  ولی کسی نبود که جواب بده !

(پیغام گیر گوشی فعال شد) 

--- الو ، سلام نازنینم ، چرا جواب نمیدی ؟

از دستم ناراحتی ؟ می دونم که تند رفتم ، منم نمی تونم بدون تو زندگی کنم !

الو... !

چرا جواب نمیدی ! الو ...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 5:26 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 5:11 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


آهنگ جدید و زیبای قیامت باند به همراهی آرش و آرمین به نام Honey Money Love  با دو کیفیت سبک R&B

دانلود آهنگ  ۱۲۸

دانلود آهنگ  ۶۴

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 12:9 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


Tsunami

 

خیلی بد شد

 

عاشق

 

 عشق من

 

جام جهانی

 

نگاه

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


زندونی

 

اشك

 

 میدونم

 

گیرم بازم بیای

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


برو بابا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


سگ محلی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


شرشره بارون 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط سروش آریان |


رامین (نارفیق)

دجی امیر (الهی غریب بمیری)

علیرضاجانفدا (التماس نکن)

گروه کارو (کابوس)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط سروش آریان |


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


درباران.....

..مرد مانند غروري شكسته در باران

گريست سرد و غم انگيز و خسته در باران

و او كه فكرنكر ده به سهم مردي كه
چنين تكيده و تنها نشسته در باران

كسي قلب سياهش رابه سنگمي ميند
چه ساده عهد خودش را گسته در باران

كنار پنجره دارد به خويش مي پيچد
كبوتر كه غريبانه رسته در باران

وكوچه در مه سردي نشست زن شايد...
ومرد درب دلش رانبسته در باران

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 6:38 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


 در حريم كعبه محرم بر طواف كوي تو
من به گرد كعبه مي‌گردم به ياد روي تو
گرچه بر مُحرم بُود بوئيدن گلها حرام
زنده‌ام من اي گل زهرا زفيض بوي تو
ما و دل اي مهدي دين بر نماز استاده‌ايم
من به پيش كعبه دل در قبله‌ي ابروي تو
از پي تقصير جان دارم كه قرباني كنم
موقع احرام اگر چشمم فتد بر روي تو
نيستم در آرزوي بوسه دادن بر حجر
تا نيايد در ضميرم غير خال روي تو
ديده‌ها از هجر تو نم‌نم چو زمزم شد روان
كي رسد اين تشنگان را قطره‌اي از جوي تو؟
دست ما افتادگان را هم در اين وادي بگيرد
ايكه مُهر از نقش جاء الحق بود بازوي تو
اي يگانه وارث احمد بلالت را بگو
تا دهد بانگ اذان از منطق دلجوي تو


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


آرزو دارم دلت مثل بهار
پر شود از لـحظه هاي ماندگار
زندگيْت خالي از اندوه و غـم
لـحظه هاي شادماني بي شمار

خانهً قلبت پر از گلهاي ياس
نغمه خوان خانهً قلبت هزار
باغ احساست پر از گلهاي ناز
همچو يك قالي پر از نقش و نگار

روزهايت هر يكي بهتر ز قبل
خوش بـوَِد بر كام تو اين روزگار

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


خدارو ميخوام نه براي اينکه چيزي ازش بخوام

خدارو ميخوام نه براي مشکلو غصه

خدارو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت

خدارو دوست دارم نه واسه زيبا و زشت

خدارو ميخوام نه براي خودم که باشم يا برم

خدارو ميخوام نه براي روزاي تلخ اخرم

خدارو ميخوام نه واسه سکو ومقام

خدارو ميخوام فقط به خاطر اينکه تورو نگه داره برام

خدارو دوست دارم واسه اينکه تورو بهم داد

خدارو دوست دارم چون عاشق بودنو يادم داد

خدارو دوست دارم چون عاشقارو دوست داره

خدارو دوست دارم واسه اينکه منو تو با هميم

خدارو دوست دارم واسه اينکه ما عاشقه هميم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:11 بعد از ظهر توسط سروش آریان |



1. دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.

2. هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.

3. اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

4. دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .

5. بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .

6. هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.

7. تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.

8. هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .

9. شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.

10. به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .

11. هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني.

12. خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .

13. زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

به نام یگانه ی دوست

دل نوشته های یک غریبه
دوست دار شما((انتظار))

09179815714


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

گروه موزیک آوای جنوب
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته دوم مرداد 1388

هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385


آرشیو موضوعی

دانلود برنامه
عاشقانه ها
محرم
دانلود موزیک
داستان
خنده بازار


پیوندها

نرم افزار موبایل و کد های جاوا
کدهای خفن
انواع گوشی موبایل
وبلاگ دوست خوبم زهره
وبلاگ دیوانه ی عاشق
وبلاگ تینا عزیزم


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS






Powered by WebGozar