تبليغاتX
ای خدا دلگیرم ازت _ آی زندگی سیرم ازت

قدری بدان قدر دلم را..........من همین یک لحظه ام
جان میکند جانم بیا...........بی تو سراپا لرزه ام
قدری بدان قدر دلم را.........بیش ازین خارم مکن
با برق چشمانت مرا.......... بی تاب و بیمارم مکن
قدری بدان قدر دلم را.........من سراپا خستگی
یک عمر ماندم بی هدف....در دام این وابستگی
قدری بدان قدر دلم را.........عاقبت خاکم کنند
یا در تنورم افکنند...............یا از بدی پاکم کنند
قدری بدان قدرم بدان..........بعد از عبورم از زمین
تنها نشانی از دلم ............سنگیست تنها این همین

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 2:48 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


 

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
 به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم
 همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی
به ره تو بسکه نالم زغم تو بسکه مویم
 شده ام ز ناله نالی شده ام ز مویه مویی
همه خوشدل اینکه مطرب بزند بتار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی
بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
 سر خم می سلامت شکند اگر سبویی
 همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جوی

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


 

بیا ای ناجی قلبم
بی تو قلب من شکسته
این همون دل شکسته است که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
عاشقم،عاشقترینم
بگو که اینو میدونم
حالا که از عشقت دیوونم
بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
می خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خوام اون چشمای دریایی رو آیینه کنم
با نگاهت توی چشمام دردمو تازه کنم

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


زندانی بی گناهم

               در انفرادی قلب

بی احتیاج به آزادی

      كه در خانه ی خود

              آزادترینم

و بی تو ....

            زندانی ترین زندانی

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟
پسر گفت : نه ،
نیستی
دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت
را تا ابد به
من بدهی ؟
پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم
دختر با گریه پرسید : آیا
در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم
دختر
با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های
الماس اشک چشمانش را
نوازش
میکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد
و گفت
:
تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من
تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از
آن را
و اگر از من
جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد !!!

 

 

 


+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


پروردگارا

 یارییم کن که آنچه را دانسته یا ندانسته می شکنم

 

دل

 

نباشد

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


این عشقی که به من بخشیدی برای همیشه زنده خواهد ماند تو همیشه آنجا هستی ،هنگامیکه فرو افتم ضعف مرا می ستانی و به من نیرو وقدرت می بخشی و برای همیشه دوستت خواهم داشت و در کنارت می مانم همچو فانوسی در تاریکترین شبها بالهایی خواهم بود، که در طول پرواز یاری ات خواهم کرد و در طوفان سر کش ،سر پناهی برای تو خواهم بود ...

آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم كم شده كیمیا شده اون غروری كه گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی كه اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا كه داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر كیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی كنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما كه با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داری

بیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در دلم شور آفرین است/ مرا مستی دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گیرا ترین است/ ز یك دیدار پی بردی به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بین است/ سخن از عشق ومستی گوی با من/ سخن هایت برایم دلنشین است/ مرا در شعله ی عشقت بسوزان/ كه رسم دوستداریها همین است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كویی آیینه بین است/ به من لطف گل مهتاب دادی/ تنت با عطر گلها همنشین است/ دوست را هم تو باش آغاز وپایان/ كه عشق اولی وآخرینست

 ای كاش كودك بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود. ای كاش كودك بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینكه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای كاش كودك بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یك بوسه تو، همه چیز را فراموش می كردم

 عشق افسانه نیست آنكه عشق آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست كه در كنارش باشی عشق آن است كه به یادش باشی

با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم/نگاهتو كوك نكنی من خودمو دار میزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم

 آغوش پاركینگی است كه جریمه ندارد . . . . بوسه تصادفی است كه خسارت ندارد . . . . . . . . چیه دنبالم راه افتادی؟

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:15 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


 

 

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا

 

 

شهادت سید و سالار شهیدان امام حسین (ع)


بر مسلمین جهان تسلیت باد

 

 

 

 


+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


گلچین مداحی محرم و فاطمیه 84 - 85 از محمود کریمی - صوتی    

Image

 

 

 

ابوالفضل ابوالفضل

آدما از بچگیشون پهلونارو دوست دارن

عمه به من محبتی کن

عزیز زهرا حسین (ع)

برخیز علمدار رشید لشکر من

اگه یتیم گریه کنه

روی تو را به چشم دل از سر دار دیده ام

به کدام منطق

ببین که سرباز آخر تو به حالت احتضار است

در اوج سرمستی

داره میاد از تو صحرا یه کاروان پر ماتم

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه تموم خطهای تلفن و تالارهای گفتگو و ای میل ها اشغال میشه ..پر میشه از : « از اینكه رنجوندمت پشیمونم من رو ببخش » « تو را عاشقانه می پرستم » « مراقب خودت باش » اما بین این همه پیام یكی از همه تكون دهنده تره « همیشه عاشقت بودم ولی هیچوقت بهت نگفتم » پس عشق و محبت را تقدیم انكه دوستش داریم كنیم شاید فردایی نباشد

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 1:35 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


 

 

خلاصه ای از زندگی dj aligator 

 

نظر یادتون نره لطفا خیلی دنبالش گشتم تا پیداش کردم

 

اینم خلاصه زندگی علی گیتور از 10 سالگی تا حالا

توجه : تمام مطالب رو خود دی جی علی گیتور عزیز در مصاحبه با شبکه تپش (pdc ) گفته

اسم من علی مواساط هست به همین دلیل اسممو دی جی علی گیتور گذاشتیم (علی گیتور یعنی سوسمار) 29 سالمه و در ۱۰ مارس ۱۹۷۵ در تهران متولد شدم.

لنز پیشنهاد اسپانسرم بود که با این لنزها چشمهای من شبیه به سوسمار بشه!!!

تو یازده سالگی تو عروسی ها مجلس گرمی میکردم.



تو 13 سالگی از ایران خارج شدم و به دانمارک رفتم ، بعد چند سالی کلاس پیانو رفتم و بعد از تموم شدن دبیرستان به دانشگاه موسیقی رفتم و بعد از اون هم دکترا موزیک (رهبری) رو گرفتم.

من هم آهنگسازم و هم دی جی و رهبری گروه رو هم دارم.

در موقعی که تو دانشگاه بودم یه اتاق کوچیک دانشگاهی داشتم و درآمدم خیلی کم بود و چند تا دستگاه خریدم که توی همون اتاقم بود و من یادم بعضی موقه ها زیر همون دستگاها (میکس ) میخوابیدم (چون جا نبود تو اقاقم) بعد با همین در آمد کم با این که دانشگاه میرفتم 3 تا کار داشتم که پولم برسه بتونم پول این دستگاها رو بدم.

خلاصه با یکی از دوستام صحبت کردم و اون گفت یه دیسکو میشناسم که یه دی جی لازم داره به من گفت اگه درآمدت کمه میتونی اینجوری بیای پول در بیاری!!! خلاصه به علاوه ی کارهایی که داشتم ، جمعه ها و شنبه ها به این دیسکو میرفتم و اونجا دی جی بودم.بعد یواش یواش علاقم به آهنگهای دیسکویی و تکنو و کلوپی زیاد شد .

البته من خودم به آهنگهای ایرانی علاقه دارم ولی دوست داشتم از همون اول بیام در میون اینا و در موزیک خودشون دوست داشتم که بزنم بالا که شکر خدا همین اتفاق هم افتاد ، سال پيش هم به من جایزه ای دادن از طرف دانمارک بخاطر بهترین آهنگساز اونجا و بهترین دی جی اروپا ، و همین الان هم خواننده های بزرگ اروپا دارن زنگ میزنم و از من میخوان براشون آهنگ بسازن!!!!!!!!

من 15 سال تو دانمارک بودم وسال پیش از دانمارک اومدم بیرون و الان هم 5/2 هست که در جنوب سوئد هستم؟؟!!؟؟!!؟؟


سوال و جواب از دی جی علی گیتور

فکر میکردی این آهنگها اینقدر در ایران سروصدا کنه و مردم بدون اینکه بدونن تو یک ایرانی هستی اینجوری با این آهنگها رابطه برقرار کنن؟

اصلا، هیچ وقت و من خیلی خوشحالم . البته خیلی ها اول فکر میکردن که من عرب هستم چون توی آلبوم اولم که آهنگ عربی درست کرده بودم و میکسش کرده بودم به یه آهنگ تکنو و بعضی ها هم فکر میکردن من هندی هستم. ولی من یک ایرانی هستم و به این افتخار میکردم و هیچ وقت فکر نمی کردم این آهنکها داخل ایران و خاورمیانه گل کن.

تا حالا به این فکر کردی که یه آهنگ عربی درست کنی با ریتم تنپو و تکنو؟

بله ، من الان دارم آلبوم سومم رو درست میکنم و در آخر کار آلبوم سومم هستم و در یکی از این آهنگها فارسی توش خونده شده و من اولین بار اینو تو دوبی که سال پیش رفته بودم اجرا کردم و ملت خیلی خیلی خوششون اومد که این آهنگ میاد توی آلبوم سوم من.

اسمش چیه؟

Music Is My Language



خودت فارسی شو خوندی؟

نه ، یه آقایی هستن که خواننده ی ایرانی هستن و آلبوم خودشونم یواش یواش داره میاد ، که یعنی من با این آهنگ خودم این آقا رو دارم معرفی میکنم ، در واقع ایشون فارسی شو میخوانه و من انگلیسی شو.

آلبوم سومت کی میاد بیرون؟

آلبوم سوم داره تموم فکر کنم که 2 ماه دیگه بیاد بیرون و دلیل اینکه آلبوم سومم اینقدر طول کشیده یعنی من 2 سال روی این آهنگها کار کردم به خاطر این بود که داشتم برای یه سری ار خواننده های انگلیسی ، سوئدی ، آمریکایی آهنگ درست میکردم.

فکر اومدن به آمریکا رو داری؟

من خیلی دوست دارم بیام آمریکا که سرم خلوت تر شه من میام.

تو که از دوازده سیزده سالگی از ایران اومدی بیرون چطوری خوب فارسی صحبت میکنی؟؟؟

من یه خواهر بزرگ دارم که در دانمارک زندگی میکنه ، و دو تا خواهر و یه برادر دیگه دارم که در آلمان زندگی میکنن و چون دوست فارسی زبان هم نداشتم تنها کسی که من باهاشون فارسی صحبت میکردم همین خواهر و برادم بودن و یه چیزی برای من خیلی مهم بود که آدم هر چی میخود باشه ( ملیونر باشه و...) نباید فراموش کنه که از کجا اومده و هر وقت که با خواهرام و برادرم حرف میزدم برای من یه تمرین بود که فارسی رو از یاد نبرم.

الان جایی برنامه اجرا می کنی؟

بله من به تازگی در روسیه ، مسکو برنامه داشتم و به طور کلی کنسرتهای من در اروپا هست.

این ریش و سیبیل رو همیشه همین طوری نگه میداری؟

آره دیگه من یاد گرفتم صبهای زود که از خواب پا میشم نباید ریش و سیبیلمو بزنم اگه بزنم خراب میشه. به هر حال آدم با ید نیم ساعت / یه ساعتی روش کار بزاره دیگه.

من شنیدم دفعه ی قبل که تو دوبی کنسرت داشتی فارسی صحبت کردی و سالن منفجر شده؟

یه آقایی که مسئولیت کنسرت رو به عهده داشت به من گفت که میدونی چقدر ایرانی امشب میان ، گفتم نه به خدا ، گفت هر هواپیمایی که از تهران اومده دوبی همه بچه های ایرانی هستن که از تهران اومدن اینجا و بیشترینشون هم نمی ودونن که تو یه ایرانی هستی ، من خوشحال شدم و تصمیم گرفتم تا ایناره سورپرایز کنم بعد وسط کار موسیقی رو Stop کردم و به اینگلیسی گفتم اینجا ایرانی هست همه ی دستها رفت بالا و دفعه ی دوم هم این سوال رو کردم و لباسم رو در آوردم و روی لباس زیری من نوشته شده بود ایران که خیلی مرددم خشححال شدن ولی اونجا هم هنوز مردم نمی دونستن که من میتونم فارسی صحبت کنم. خلاصه دوباره کنسرت رو ادامه دادیم و کنسرتم تموم شد دوباره صدا رو Stop کردیم و اول برای کسانی که انگلیسی بودم و اومده بودم به انگلیسی گفتم دیگه میخوام یه چند کلمه ای حرف بزنم. و وقتی که من ( به فارسی ) گفتم سلام به همه ی بچه های ایرانی که امشب تشریف آوردن دیگه شما باید استدیو رو میدیدین یعنی اگه اون استدیو سقف داشت سقفش میومد پایین . که بعضی ها شروع کردن به گریه کردن که من اشک اوناره دیدم اشک تو چشمام جمع شد و خودم برای اولین بار رو صحنه اشکم در اومد . و این دفعه ی اولی بود برای من که 80 در صد از تماشا چیا ایرانی بودن.

با امید موفقیت این خواننده ی نسل جوان

دوست دار همیشگی شما

(سروش آریان پور)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 0:45 قبل از ظهر توسط سروش آریان |


تمام عمر بستيم و شکستيم .. به جز بار پشيماني نبستيم... جواني را سفر کرديم تا مرگ... نفهميديم به دنبال چه هستيم... عجب آشفته بازاريست دنيا... عجب بيهوده تکراريست دنيا.. ميان آنچه بايد باشد و نيست... عجب فرسوده ديواريست دني

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 9:5 قبل از ظهر توسط سروش آریان |


دو تا عاشق بودن  پسره دنیای دختره بود و دختره هم دنیای پسره.

روزگار چرخید یه روز دنیا باهاشون بود و یه روزم ضد اونا. یه روز پسره خسته میشد و

دختر به پاش وا میستاد یه روزم بر عکس.

یه روزی خدا یکی از فرشته هاشو فرستاد سراغ دختره فرشته به اون دختره گفت:

خدا به همه آدما یه دنیا داده اما تو دو تا دنیا داری باید یکیشو فدای اون یکی کنی و

یکیشو برای خودت انتخاب کنی.

دختر به فکر فرو رفت. فکر کرد و فکر کرد تا اینکه تصمیمشو گرفت.

تصمیم گرفت پسره رو ول کنه تا بتونه به بقیه اهدافش تو زندگی برسه چون با بودن

پسره تمام فکر و ذهنش به اون معطوف می شد.

رفت تا به زندگیش و دنیایی که انتخاب کرده  برسه.

اما پسره فقط یه دنیا داشت اونم دختره بود که با رفتن دختره دنیاشم به پایان رسید.

و .............................. الی آخر آخری که تهش تاریکه و نامعلوم

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


ای عاشق در انتظار چه نشستی ؟
در انتظار بادهای پائیزی .باران های بهاری.برگ های زرد ویا شکوفه های ارغوانی
انتظار بیهوده است،پنجره را باز کن،جدال را بشکن،غبار را بشوی و خاطره ها را به خاطره ها بسپار
تا پایان پایان ها ماندست این است زندگی...این است روزگار...!
                                         


+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 5:30 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


راستی بگو چی شد که فرموشم کردی؟  من که همه قلبم را به تو داده بودم- هنوز یادگاری اولین روز آشناییمون روی اون درخت تنومند خیلی چیرها را یادم می یاره - یادت می یاد اولش که گفتم می تونم اسمتون را بدونم گفتی اصلا حرفش را نزن ؟؟ من از دوستت پرسیدم ولی تو خندیدی و گفتی ببین اصلا راهی نداری بری بهتر هم برای من و هم برای تو اون وقت من اون یادگاری را برات کشیدم  .یادت چقدر برات شعر گفتم چقدر هر روز گل اوردم -چقدر پیام و پیغوم.........تا اینکه یه روز گفتی ربطی به هم نداریم خودت را خسته نکن ولی چشات یه چیز دیگه می گفتند-تو هم دوسم داشتی ولی به خاطر اون مشکلی که برات وجود داشت نمی تونستی..........یادت گفتم اگه بگی میرم ولی عاشق می مونم - یادت گفتی دیگه بهم زنگ نزن یه موقع دردسر می شه برام .گفتی اگه خودم بخوام زنگ میزنم -چقدر منتظرت بودم تا اینکه بالاخره دست روزگار باعث شذ با هم صحبت کنیم -گفتی دلت برام تنگ شده بود گفتم من بیشتر -چه روزهای خوبی بودند -یادت گفتم این گلی که بهت هدیه می دم خیلی حرفا باهات میزنه خندیدی و گفتی قلبت را برای همیشه به من میدی گفتم بهشتی که می گند همینجاست پهلوی تو. حلا می خوای بگی همه چیز را فراموش کردی .؟؟ آخه چرا ؟ مگه از عشق من کم شده؟ من که هنوز برات می میرم.شایدم تو دیگه..........

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 5:26 بعد از ظهر توسط سروش آریان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

به نام یگانه ی دوست

وبلاگیست از میان ملیونها و شاید ملیاردها وبلاگ
امیدوارم خوشتون بیاد و زود زود به ما سر یزنین
منتظر نظراتتون هستیم
دوست دار شما((انتظار))

09179815714


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

گروه موزیک آوای جنوب
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته چهارم مهر 1387

هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385


آرشیو موضوعی

دانلود برنامه
عاشقانه ها
محرم
دانلود موزیک
داستان
خنده بازار


پیوندها

نرم افزار موبایل و کد های جاوا
کدهای خفن
انواع گوشی موبایل
وبلاگ دوست خوبم زهره
وبلاگ دیوانه ی عاشق
وبلاگ تینا عزیزم


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS






Powered by WebGozar